در محضر حضرت آيت الله مظاهرى

از سوءخاتمه گناه بترسيد

... بايد تـوجه داشته باشيم گنـاه ولو كوچك اما تبعات زياد دارد، مفاسد زياد دارد .گناه عـلاوه بر اينكه انسـان را مورد غضب خدا قرار مى دهد، انسان را به سقوط مى كشاند .گناه ، قساوت براى انسان مى آورد و وقتى قساوت آمد ابهت گناه از بين مـى رود، ديگر لذت عبادت از دل مى رود .علاوه بر اينكه انـسـان را در روز قيامت رسوا مى كند . گناه از نظر قرآن سوءخاتمه دارد يعنى نمى گذارد عاقبت انسان به خير شود و از ايـن سـوءخاتمـه بـايـد تـرسيـد .يـكـى از وحشت هايى كه بـزرگان هميشه داشتند و دارند از سوءخاتمه است ، اينكه نكـنـد ٥٠ سال خداخدا بگويد امـا در آخر كار بى خدا شـود، نكنه عمـرى سر و كار بـا منبر و محراب داشته باشد اما در آخر كار بى دين از دنيا برود .لذا مى بينيم اولياى دين هميشه به فـكـر ايـن بـوده اند كـه آيـا عاقبتشان به خير مى شود يا نه .اين جمله در كـلـمـات «اب سـلامـت مـن ديـنـى » بسيـارى از بزرگان ديـده مى شود، حتـى وقتى كه پيغـمـبـر اكـرم (ص)خبر مـرگ اميرالمؤمنين (ع)را دادند و گفتند كه در ماه مبارك رمضان اين ريش مباركت به خون سرت خضاب مى شود و تو را مى كشنـد امــيــرالمــؤمــنــيــن (ع)عـــرض كــرد يــا رسول الله (ص) «اب سلامت من دينى » عاقبـت بـه خـيـر از دنـيـا مى روم يـا نـه . معلومه اين مكالمه بين اميرالمؤمنين (ع)و پيغمبر (ص)يه زنگ خطريه ، تنبيه براى ماست .همه بايد از آن بترسند . مــدتـــى بـــود نــامـــه حـــضـــرت وليعصر (عج)به قاسم بن على حمدانى نرسيده بـود .جواب نامه اش را آقا نداده بود .خيلى ناراحت بود .راوى مى گويد : نامه رسيد وقتى نامه رسيد خبر مرگش را امام زمان (عج)در آن نـامـه داده بود كـه قاسم بن علـى حـمـدانـى ٤٠روز ديگـر مى ميرى .تا اين جملـه را كاتبش خواند گفت آقا فـرمودند بـا دين مى ميرم يا نـه ؟ عاقبتم به خير مى شود يا نه ؟ كاتبش گفت بلى آقا فرمـودند مى ميرى عاقبت به خيـر مى ميـرى خوشحال شد؛ نظـيـرش زيـاد است «اللهم اجعل عاقبت امرنا خيراً »

شما مى توانيد در تاريخ اگر مراجعه كنيد در علم رجال اگر مراجعه بكنيد براى همه اصحاب ائمه طاهرين (ع)افرادى را پيدا كنيد كه اينها عاقبتشان به خير نشد . حتى پسـرهاى ائمه طاهرين (ع)بعضـى عاقبتشان به خير نشد .جعفر كذاب ازش درآمد .جعفر كذاب پسر امام هادى (ع) بـود؛ باباش امـام ، بـرادرش امام ، پسـر برادرش امام ، اما عاقبتش به خير نشد . بترسيد چه بسيار اهل علـم را سراغ داريم اينها عالى بـودند از نظـر علم بـالا بودند از نظر تقوا بالا بودند اما يك ضربه به احساسات اينها خورد .اما همان يك ضربه كـه به احساسات اينهـا خـورد پـى همـه چيز را زدند ...خـوب چه بر سـر انسان مياره اينها .بترسيد از اينكه يه وقتى عاقبت انسان به خير نشه چه جور مى شه كه عاقبت انسان ، خير نمى شود، يك : اگر گـنـاه در زندگى انـسـان بـاشـد قـرآن مى گه نمى زاره انسان عاقبت به خير شه . آنها كه گناه مى كنند گـنـاه مـداوم ، گناه رو گناه ، اينها عاقبـتـشـان بـه خـيـر نمى شود .گناه در زندگى شما نباشد ولو كوچك .اگر گناه آمد فـوراً جبـران كنيـد فوراً تدارك كنيد اينكه در قرآن شريف در آيات توبه هى مرتب سفارش به اين حرف مى كند انما التوبه على الله الذين يعملون سوءبجهاله ثم يتـوبـون مـن قريب .اين كلمه من قـريـب ...زنگ خطر اسـت مى خـواهد بگويد گـنـاه مـوجب سقـوط است ، گناه موجب قساوت است .يك وقت انسان مى رسد به جايى كه حال توبه هم ندارد .گاهـى اوقات انسان بى حـال است ، حال نماز ندارد، حال دعا ندارد، حال قـرآن خواندن نـدارد، حال عبـادت ندارد، حتى حال توبـه كردن هم ندارد . اين چه است ؟ ايـن چه خزلانى اسـت ؟ آيا مـى شـود خـزلان بالاتر از ايـن .ايـن جمله » ثم يتوبون من قريب «مى خواهد بگويد كه مـواظب باش اگر گـنـاه كردى فوراً توبه كن .براى اينكه اگر فوراً تدارك نشـود همـان اسـت كـه امام صـادق (ع) مى فـرمايد :يـك نقطه سياه در دل پـيـدا مى شود، توبه كردى .اگر گناه دوم آمـد نقطه سياه ديگر پيدا مى شود، گناه سوم نقطه سياه اضافه مى شود .وقتى كه تمام سياهى دل را گرفت ديگه لم يفلح ابدا، لم يفلح ابدا يعنى چه ؟ يعنى گناه روى گناه است كه عاقبت انسان را از بين مى برد ثم كان عاقبة الذين أساؤ السواى . و همچنين مواظب باشيد كـه زنگ خطـر دومى كه قـرآن مى گويـد، گنـاه از روى جهالت باشد .

گناه دو قسم است ؛ يك وقت شهوت تحريك مى شود، نگاه مى كنـد بـه يك زن نامـحـرم ، خيلـى بـد است . گناهش بزرگ است بايد فوراً جبران كند، فوراً تدارك كند .اما يك وقت نه ، عامداً، عالماً گناه مى كند .عادت پيدا كرد به غـيـبـت كردن و دروغ گفـتن ، مـرتـب دروغ مى گويد .قرآن مى گويد اين خطر دارد . انماالتوبه علـى الله الـذيـن يعملـون اسوءبجهالة .توبه براى اون است كه گناه مى كند بـراى اينكه تحريك شده اسـت . براى اينكه يكى از غرايز بر او غلبه كـرده است .اين توبه مى كنـد ايـن يـك زنـگ خطر است كه اگر گناه عـادى شد، اگر ابهت گناه از دل رفت اگر توجيه گرى در گناه آمد اين ديگر توبه نمى كنه تا خدا توبه او را قبول كند اين ديگر عاقبتش به خيـر نمى شود .اين يك چيز است كـه عاقبت انسان را نمى گذارد به خير شود .اين تقواى ظاهـرى است يعنى گناه كـنـد و تـقـواى ظاهـرى نداشته باشد عاقبـتـش بـه خـيـر نمى شود .دو، تقواى باطنى يعنى انسان اگر صفـت رذيلـه اى روى او حكمـفـرما باشد اين صفت رذيله نمى گذارد اين سالم بمـانـد .الا اينـكـه پـروردگار عـالـم يـك عنايتـى بكند پروردگار عالم يك لطفـى بكـنـد والا اگـر صـفـت رذيلـه اى بـر دل حكمفرما بشود عاقبت به خير شدن كارى است بسيار مشكل . معمولاً هم اينها كه عاقبتشان به خير نشـد وقتى كه ريشه يابى كـنـيـم آدم هاى مقدسى بودند اما صفت رذيله اى بر ذيل اينها حكمفـرما بـود؛ پول پرست بودند، شهوتران بودند .

 شما خـيـال نـكـنـيـد ابـن مـلـجـم ، على (ع)را نمى شناخته ، خيلى بهتر از من و شما اميـرالمؤمنين (ع)را مى شناخـت، هم مى دانست كه عابد و زاهد است هم مى دانـسـت پيغمـبـر اكـرم (ص)او را به خلافت منصوب كرده ، بالاخره همه چيز اميرالمؤمنين را مى دانست . » درخـت رذالـت را از دل كنـدن بـه جاى او درخت فضيلت غرس كردن كارى است مـشـكـل .ادامـه مى خـواهـد يـك سال ، دو سال ، ده سال ، بيست سـال بـعـد از بـيــســت سـال هـم مــواظـبــت مى خواهد . خلاصـه حـرف اين شـد؛ مـا بـايـد توجه داشته باشيم گناه خيلى تبعات دارد و اگـر راستى انـسـان توجه به تـبـعـات و مفاسد گناه بكـنـد من جمله اينـكـه قـرآن اشاره مى كند نيروى كنترل كننده اى است براى انسان . انـسـان فـكــرش را بـكـنـد بـه خــود مى لرزد .نكنـه راستى چهل سال پنجـاه سال در علم بزرگ بشوم اما عاقبتم به خير نشود .نتوانم دينم را ببرم نتوانم شيعه گرى را ببرم يه وقت آخر عمر ريشم سفيد شد اما ابهت گناه از دلم رفته است .يه وقت انسان برد به جايى كه پايش دم مرگ باشد اما به فكر پول باشد .پايش دم قبر است اما به فكرپـول است اما به فكر رياسـت است .

هفته نامه صبح صادق - دوشنبه*30 آذر1383