اخراج آدم و حوا از بهشت
اخراج آدم و حوا از بهشت
شبهه: خدا در جایی از قرآن فرموده که آدم و حوا را از بهشت بیرون کرد و در جای دیگر فرموده او را خلیفهی روی زمین قرار داد، چگونه این دو معنا قابل جمع است و علت این اخراج چه بوده است؟
برگرفته از سایت: ایکس شبهه
«ایکس – شبهه»: غیر قابل جمع بودن این دو معنا از آنجا ناشی میشود که منظور و مقصود از بهشت، الزاماً همان بهشت اخروی است که بندگان مؤمن و صالح وارد آن خواهند شد و برای همیشه در آن خلود خواهند داشت، در صورتی که چنان چه در پاسخ قبلی (۱) بیان گردید، بهشتی که آدم و حوا و ابلیس و … در آن قرار داشتند، بهشت اخروی نیست و در آن بهشت نه خطایی است و نه غم و اندوه و نه اخراجی.
انسان در سیر حرکت خود، سه نوع از حیات را در سه عالم طی میکند که عبارتند از: حیات دنیوی – حیات برزخی و حیات اخروی. لذا در هر سه حیات یا «سه عالم»، یا در ظل رحمت الهی قرار دارد و یا به پرتگاههای هلاکت سقوط میکند. به همین دلیل هم بهشت و جهنم «دنیوی» وجود دارد و هم «برزخی» و هم «اخروی». با این تفاوت که بهشت و جهنم دنیا و برزخ، ورود و خروج دارد. گاهی انسان در جهنم سیر میکند و گاهی در بهشت، گاهی از این خارج میشود و گاهی از آن. منتهی در حیات اخروی، عدهای از جهنمیان پس از پاک شدن وارد بهشت میشوند، اما هیچ یک از اهل بهشت از آن اخراج نمیشوند، بلکه در آن مراحل سیر تکاملی را میپیمایند.
الف – خداوند متعال در قرآن کریم در مورد جهنم دنیوی، میفرماید:
«یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ» (العنکبوت – ۵۴)
ترجمه: آنان با عجله از تو طلب عذاب مىکنند. و حال آنکه جهنم بر کافران احاطه دارد.
و یا میفرماید:
«إِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ» (البقره – ۱۷۴)
ترجمه: حقاً افرادى که کتاب نازل شدهی خدا را از که فرو فرستاده کتمان مینمایند و آن را به بهای اندکى میفروشند آن چه میخورند نیست جز آتشی که در شکمهای خود میریزند. خدا در روز قیامت با آنان تکلم نمیکند و ایشان را پاکیزه نخواهد کرد و عذابى دردناک نصیب ایشان خواهد شد.
ب – در مورد بهشت دنیوی نیز میفرماید:
«یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ * یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ» (الأعراف – ۲۷)
ترجمه: اى فرزندان آدم قطعا ما لباسى براى شما فرستادیم که عورت- هاى شما را مىپوشاند و نیز ساز و برگى (به شما دادیم) و لباس پرهیزکارى است که بهتر مىباشد. این خود یکى از آیات خدا است شاید آنان یادآور شوند * اى فرزندان آدم مبادا شیطان شما را فریب دهد! همانطور که پدر و مادر شما را از بهشت اخراج کرد. شیطان لباسهاى ایشانرا از آنان گرفت تا عیبهایشان را به ایشان نشان دهد. زیرا شیطان و قبیله وى شما را از طریقى مىبینند که شما آنها را نمىبینید. ما شیاطین را بطور قطع دوستان افرادى قرار دادیم که ایمان نمىآورند.
از مفهوم این آیه مشخص میگردد که آدمی تا به لباس تقوا پوشیده است، در بهشت است (البته بهشت زمینی) و همین که فریب شیطان را خورد، لباس تقوایش کنار میرود و بدیهایش عیان می گردد.
ج – پس خداوند متعال آدم و اولاد را خلیفهی خود در زمین قرار داد. هم نسبت به آدم فرمود «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة» و هم نسبت به سایر انسانها و بنیآدم فرمود:
«هُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً» (فاطر – ۳۹)
ترجمه: خدا آن خدائى است که شما را در زمین، خلیفه قرار داد. پس: کسی که کافر شود کفرش علیه خودش خواهد بود، و کفر کافران، چیزى جز خشم و غضب پروردگارشان براى آنان نمىافزاید. و کفر کافران جز زیان و خسارت براى ایشان نخواهد افزود.
د – و خداوند متعال از حضرت آدم (ع) و همه انسانهای دیگر در فطرت و عقلشان عهد گرفت که مراقب شیطان باشند، او را عبادت، بندگی، تبیعت نکنند و فریبش را نخورند، چون او نیز عهد کرده تا سر راه انسان بنشیند و اغوایش کند، تا لباس تقوا را از او دور کند.
«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» (یس – ۶۰)
ترجمه: اى بنى آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را عبادت نکنید؟ چرا که او به راستى براى شما دشمنى آشکار است.
ھ – در آیات مربوط به اخراج نیز واژه «اهبطوا» استفاده شده، یعنی از این مقام و جایگاهی که هستید، هبوط کنید. یعنی وقتی انسان فریب شیطان را بخورد و او لباس تقوا را از آدمی برباید، بدیهای نفسانی انسان هویدا میگردد، حرصها، طمعها، بخلها، حسادتها، ترسها و نگرانیهای دنیوی … و آن چه موجب دشمنی آنان با خود و دیگران است بروز و ظهور مییابد. اما اگر آدمی در این دنیا خدا را بپرستد، تقوا را پیشه کند، با اطاعت از انبیای ارسال شده از طرف او در صراط مستقیم حرکت کند، (مانند بهشت اخروی)هیچ خوف و حزنی برای او نخواهد بود.
گفتیم: جمیعاً از بهشت فرود شوید. هنگامى که راهنمائى از طرف من آمد افرادى که از آن راهنما متابعت نماید خوفى براى آنان نخواهد بود و محزون هم نخواهند شد؟
«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» (البقره – ۳۸)
ترجمه: گفتیم: جمیعاً از بهشت فرود شوید. هنگامى که راهنمائى از طرف من آمد افرادى که از آن راهنما متابعت نماید خوفى براى آنان نخواهد بود و محزون هم نخواهند شد.
منبع: شبکه جهانی ثامن